قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1108
تاريخ الفي ( فارسى )
صامت ساهرى را بخواند و يكى از ملازمان خاص خود ، همراه او كرده گفت : برويد و وكيع را بياوريد . اگر امتثال امر ننمايد سرش را از تن جدا ساخته نزد من آريد . در اين اثنا يمامة بن ناجية العدوى « 1 » در مجلس قتيبه حاضر بود ، گفت : ايّها الامير اگر امر شود ، من وكيع را بياورم . قتيبه گفت : بسيار نيك خواهد بود . پس يمامه پيش وكيع رفت و گفت : آراسته باش كه قتيبه اين بار تو را مىكشد . پس وكيع گفت تا منادى كنند تا مردم جمع شوند . راوى گويد كه نخستين كسى كه از امراى عرب با وكيع پويست مريم بن ابى طلحه بود كه با هشت هزار كس از بنى تميم همان ساعت پيش وكيع حاضر شد . بعد از آن مردم از هر طرف روى به خانهء وكيع آوردند . القصّه ؛ وكيع مسلّح و مكمّل گشته با لشكرى آراسته « 2 » روى به سراى قتيبه نهاد . چون اين خبر به قتيبه رسيد اسب طلبيد كه سوار شود . همينكه اسب حاضر شد هنوز قتيبه سوار نشده بود كه اسب بر زمين افتاد . قتيبه از اين جهت بسيار دلگير شده فرمود تا اسب را باز كشته ببرند . چون بر تخت نشست و خويشان و برادران و فرزندان با جمعى كثير پيش او ايستاده بودند ناگاه آواز شخصى رسيد كه در بيرون مردم را بر قتل و حرب قتيبه تحريص مىنمود . قتيبه در حضار مجلس نگاه كرد ، محصن بن حسن را گفت : برو و اين بدبخت را پيش من بيار . محصن گفت : ايّها الامير ، بنى عامر همه حمايت او مىكنند . او را كه مىتواند آورد ؟ قتيبه از اين سخنان بسيار خشمناك شده درشتى بسيار با محصن كرد . القصّه ؛ كار به آنجا رسيد كه غلامان قتيبه و مقرّبان او غير از برادران و فرزندان و فرزندزادهها كه مجموع يازده تن بودند همه به جانب وكيع رفتند . آخر الامر وكيع هجوم آورده به سراى قتيبه درآمده يازده تن را به قتل رسانيدند . سعد ازدى و جهم بن زحر آهنگ قتيبه نموده سعد بر وى تيرى زد و جهم شمشير كشيده سر قتيبه را از بدنش جدا ساخت . چون سر قتيبه و اولادش را پيش سليمان بن عبد الملك بردند تأسف بسيار خورد و گفت : و اللّه اگر قتيبه از ما مىبود هر آينه سر او را در تابوتى نهاده پيشپيش لشكرها مىبردند تا هميشه فتح و ظفر روى مىنمود ، « 3 » خصوصا در تسخير بلاد ترك آنچه از قتيبه به ظهور رسيده از طاقت بشر بيرون بود .
--> ( 1 ) . و نيز گويند شعبة بن ظهير تميمى را پيش وكيع فرستاد ؛ پيشين . ( 2 ) . دستهاى از موالى كه تحت رهبرى حيّان نبطى براى اوّلين بار به عنوان گروهى متشكل كه مجرى هدف سياسى بودند جزو لشكر آراستهء وكيع بودند . اين گروه متشكل هستههاى اوّليهء نهضت عباسيان بودند ؛ - اشپولر ، تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ، ترجمهء جواد فلاطورى ، تهران 1349 ، ص 52 . ( 3 ) . نويرى اين مطالب را از قول « مردى از خراسانيها » نقل كرده است .